ياد گرفته ام اصرار نكنم به چيزي وقتي ميگويد كار دارم و فعلا نيستم خيلي عاقلانه و ارام كنار ميكشم بي هيچ حرفي ...
من حالا براي خود خودم زندگي ميكنم ... ارام و بي صدا
خداي من بخاطر تن سالمي كه به خودم و خانوادم و دوستام و كسايي كه ميشناسم دادي .... شكر شكر
خداي من دل اروم و محكم و سلامتي به همه ي مريض ها بده ... مخصوصا مريضم كه نميدونه سرطان داره ...
عشق، زخم عمیقی که هرگز خوب نمیشه
عشق، یعنی تموم زندگیت تو آتیشه
عشق، اشکی که داره بی اراده می ریزه
عشق، باغی که دیگه تا گلو تو پاییزه
ما، که عمرمونو پای عاشقی دادیم
ما، زخمی رویاهای رفته به بادیم
ما، با همین آرزوهای ساده شادیم
زندگی کن حتی بی نشونه
فردا که شد از ما چی می مونه، زندگی کن
دنیا گاهی غرق دوراهیه
کی می دونه رسم دنیا چیه، زندگی کن
پشت هر عشق بغض یه سفره
بس که عمر آدم زود میگذره، زندگی کن
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم دی ۱۳۹۴ساعت 15:37  توسط ندا |
برچسب:
نویسنده: دانیال کریمی