خرید بک لینک
تصمیم گرفته ام بنویسم ،دوباره بنویسم برای خودم نه برای مردم نه برای دیده شدن ... که اگر هدف این بود قطعا اینستاگرام رو انتخاب میکردم کم کم باید بتوانم در این شرایط تازهم خودم را پیدا کنم ، مثل اولین روزی که ابتدا به کار کردم و اولین مهر روی دفترچه بیمار زده شد ... باید در این شرایط هرچند سخت و طاقت فرسا خودم را پیدا کنم تا بتوانم جوانه بزنم و رشد کنم ... باید قبول کنم که حالا در حد دختر ۲۶ ساله دنیا از من توقع دارد ... کاری به کار کسی ندارم ،هیچ وقت زندگی ام کاری به کسی نداشتم اغلب سکوت محبوب ترادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 17:09

دنیا دنیا

قسم به خدا که این دنیا گذراست ... هر ندایی و هر رفتاری قطعا به خودت برمیگرده

ایمان دارم که هر کار خوبی به خودم بر میگرده و هر کار بدی هم به خود ادم برمیگرده ، ایمان دارم که خدا جواب نیکی و خوبی رو با خوبی میده و جواب حسادت و تنگ نظری رو با بدی میده ...

دنیا ادامه دارد و گهی پشت به زین و گهی زین به پشت ... نظاره گرم و مشتاق دیدن ...

دعای دل شکسته قطعا جواب داره ، خدای خوبم به بزرگی و مهربانی ات قسم خودت هوامو داشته باش و ...

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 17:09

گاهی زندگی بسان چیزی که فکرش را میکردی پیش نمیرود ، بالا و پایین می شود و گاهی شاید خسته ات کند ... روزهای این دنیا درگذرند و این جوانی من است که درحال گذر است .. پس کاش میشد به حرف کسی نباشیمو رها برای دل خودمان زندگی کنیم هیچ حرفی به گوشمان نباشد و فقط بازیگر ماهری باشیم در مقابله با برخی ادمهای زبان نفهم ! عصر جمعه گاهی به طرز عجیبی دلگیر میشود و گاهی از دست این موجود دوپا هیچ کاری برنمی اید ...رشته های اتصالی به خدا که نازک میشود و کمرنگ ... اسودگی خاطر از بین می رود و ذهن مشوش می شود ... کاش خدا برای این روزهای جوانی که سرتاسر غم و اندوه و بی معرفتی ست کاری کند ...  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی تاريخ: شنبه 17 دی 1401 ساعت: 20:36

خب من دوباره برگشتم که بنویسم... میدونی کاش از اول میشد درک درستی از دنیا و ادماش داشت ، کاش قالب دنیا رو زودی باور میکردم و در خیالاتم زندگی نمیکردم ... میدونی یه وقتایی بعد از کلی سال چشمت رو باز میکنی و میبینی توی خیالاتت بودی و واقعیت رو هنوز ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:42

بیخیال حرفایی که تو دلم جا مونده ... روزهای خوب ،خوب مطلق نیست روزهای بد ،بد مطلق نیست ... من یاد گرفته ام که بازی کنم شاید هنوز قشنگ بلد نشده باشم ولی دارم سعی میکنم که مثل بقیه نقش بازی کنم ،چیزی که توی دلم هست رو ،رو بازی نکنم ... دنیای جالبی داادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:42

تصمیم گرفته ام بنویسم ،دوباره بنویسم برای خودم نه برای مردم نه برای دیده شدن ... که اگر هدف این بود قطعا اینستاگرام رو انتخاب میکردم کم کم باید بتوانم در این شرایط جدیدم خودم را پیدا کنم ، مثل اولین روزی که شروع به کار کردم و اولین مهر روی دفترچه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:42

قسم به خدا که این دنیا گذراست ... هر ندایی و هر رفتاری قطعا به خودت برمیگرده ایمان دارم که هر کار خوبی به خودم بر میگرده و هر کار بدی هم به خود ادم برمیگرده ، ایمان دارم که خدا جواب نیکی و خوبی رو با خوبی میده و جواب حسادت و تنگ نظری رو با بدی میدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:42

وقتی خوب فکر میکنم میگم چه خوبه که ادمها تغییر میکنن ، فراموش میکنن ، از نو میشن ... چه خوبه که کلمه و حسی وجود داره به نام امید ... چه خووبه که حتی عمیق ترین احساسات به مرور زمان میتونن عوض بشن ...  کاش میشد همیشه زنده زندگی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی تاريخ: شنبه 19 خرداد 1397 ساعت: 14:28

ياد گرفته ام ارام و بي صدا از زندگي و روزهاي ادمها خودم را كنار بكشم ... سكوت و صبوري دو واژه ي دوست داشتني اين روزهاي من ياد گرفته ام اصرار نكنم به چيزي وقتي ميگويد كار دارم و فعلا نيستم خيلي عاقلانه و ارام كنار ميكشم بي هيچ حرفي ... من ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 19:36

خوشحالم كه رسيده ام به جايي كه اعتقادات پايه اي ثابتي براي خودم دارم، عقايد و ديد من شبيه كسي نيست ... زندگي و ارتباط با ادمهاي جورواجور و رنگارنگ مرا رساند به اينجا ... به جايي كه جو گير نشوم انگار جواني ام گذشته باشه ... خوشحالم كه مثلادامه مطلب

برچسب: خاكستري, نویسنده: دانیال کریمی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 19:36

حالا تقریبا بعد از یک سال در یکی از خسته ترین بعداز ظهرهای روزهای زمستانی یکی از رنجورترین ماه هایی که گذراندم ،در حالی که فردا صبح دو عدد امتحان دارم ،تصمیم گرفتم نوشتن را دوباره شروع کنم ... خواستم بنویسم از این یک سال... از همه ی چیزهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 19:36

به نام خدا ، به یاد خدا و برای خدا زندگی کم و زیاد داره ینی اصلا خاصیت دنیا همینه ، میگن هرجا و با هر ادمی که باشی زمان هایی از همه ناامید میشی ینی خدا اینجوری دوست داره که زمان هایی فقط خود خود خودش تو قلب و دلت باشه و اطمینان کنی که فقطادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 19:36


گاهی؛
دلم می خواهد
بگذارم بروم
بی هرچه آشنا...!
گوشه ی دوری گمنام
حوالیِ جایی بی اسم.
گاهی واقعا خیال می کنم
روی دست خداوند مانده ام
خسته اش کرده ام...!

سیدعلی صالحی

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 13:42&nbsp توسط ندا |


برچسب: نویسنده: دانیال کریمی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 19:36


خوش باد روحِ آنکه به ما با کنایه گفت
گاهی
به قدرِ صبر
بلا میدهد خدا...

پ.ن:جز استان توام در جهان پناهی نیست ...

پ.ن: شرایطی در زندگی پیش میاد که دلت می خواهد چشمانت را ببندی و بخوابی ... اما دقیقا در همان شرایط خوابیدن و چشم روی هم گذاشتن جایز نیست !باید ایستادگی کنی ... باید ! باید !

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 16:49&nbsp توسط ندا |


برچسب: نویسنده: دانیال کریمی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 19:36

صفحه بندی